خرید بک لینک

سرکار خانم پرطاووسی خسروشاهی صاحب قلمی بسیار گرم و صمیمی و بی آلایش هستند. از فراز و نشیبهای قلمشان ، عشق به زادگاه و مهر و الفت و گرمی و دوستی و صمیمیت می تراود.

طبق گفته ی خانم بیگی ؛ ایشان رمانی تحت عنوان «آلتون» دارند که هنوز به چاپ نرسیده است ، همچنین مجموعه ای چند صفحه ای متشکل از داستانهای کوتاه و حکایات قصار دارند که گویا به مدت 14 سال در صندوقچه یأس و نا امیدی حبس شده بودند.

طبق نقل قول نویسنده ؛ رمان آلتون ماجرای بانویی به همین نام هست که به زبان سوم شخص بیان شده و موضوعش اجتماعی هست که از چگونگی ازدواجش تا زمان کهولتش بیان شده وامید است از طرف صاحب قلم این اثر باز پرداخت شود.

این هنرمند خوش ذوق و با استعداد خسروشاهی در هنر طنز نیز قلم فرسایی نموده اند که متاسفانه باز بدلیل نبود متولی مربوطه در شهر و حمایتهای لازمه و بایسته همچنان آثار طنزشان نیز با تمام انگیزه ی شادی آفرینی، به جور محیط، با حزن و ناکامی و در بدو شکوفایی سرکوب گردیده اند.

ایشان در هنر کاریکاتور نیز صاحب اثر می باشند و تخیل پاک و بی ریا و بی آلایششان در این حوزه نیز جاری و ساریست.

چند کلامی از زبان خانم پرطاووسی در مورد سرگذشت نویسندگی در خسروشاه بسیار خواندنی و روایتگر وضعیت هنرمندان و نویسندگان تاریخ معاصر خسروشاه میباشد :

« اولین طنزهای من در دوران دبیرستان به پیشنهاد دبیر عزیز خانم رقیه صحراگرد به مسابقات آفرینشهای آزاد ادبی تبریز ارسال و به عنوان رتبه برگزیده انتخاب گردید.
طنزهایم عمدتا و طبیعتا راجع به مسایل اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و ... هستند.
طنز بنده سالهای ۸۵-۸۶ از نظر اساتید مسابقات آفرینشهای ادبی در حد عالی شناخته شده بود ولی بعدها به دلیل عدم حمایت دیگر به فعالیت در این زمینه ها مایل نشدم.

... رفتم فرهنگسرا دیدم همش دور هم نشستن نقل میکنند، دلسرد شدم بعد آقای ... میخواست برم تبریز! کلاسهای داستان نویسی دو سه باری با بی میلی هر چه تمام در آن کلاسها شرکت کردم ولی بعدش منصرف شدم چون احساس غریبگی در میان جمع داشتم و احساس می کردم در آن ساعات حضور در آن کلاس، اوقاتم به بطالت و پوچی می گذرد که بالاخره تصمیم گرفتم دیگر پیگیر نباشم ».

جا دارد ما خطاب به آن شخصی که این بانوی محترم و سایر هنرمندان و نویسندگان مان را آواره ی شهرهای دیگر مینمایند داشته باشیم و آن اینکه :

اگر قرار بود نویسندگان و هنرمندان این شهر عازم تبریز ! شوند دیگر چه لزومی به وجود فرهنگسرا در این شهر بود؟!
شماییکه میز امور فرهنگی این شهر را تحویل گرفته اید و ماهی بالای یک ملیون حقوق میگیرید به چه کار می آیید ؟!

در هر صورت این ها فقط چند دقیقه ای صحبت و درد دل ایشان بود، مطمئنم اگر فرصتی دیگر پیش بیاید و پای حرفهای او بنشینیم صدها درد نگفته در دلشان انباشته شده که خود، کتابی و رمانی خواهد شد.

چرا و با کدامین انصاف و وجدان باید دست روی دست بگذاریم و شاهد پژمردن ذوق و شوق و علاقمندی چنین استعدادهای با ارزش باشیم که هر کدام به مانند گنجی در دل این خاک و دیار سالهاست پنهان مانده اند. ما در این شهر صدها هنرمند در شاخه های مختلف موسیقی، نویسندگی ، شاعری، خطاطی، نقاشی، مجسمه سازی داریم که هر کدام در گوشه ای به انزوا کشیده شده اند. چرا کسی پاسخگو نیست !

البته ما در بخش هنرمندان و نویسندگان، مفصل به این مسایل پرداخت نموده ایم.
تنها انگیزه ی ما ،معرفی تاریخ و فرهنگ زادگاهمان خسروشاه و شناساندن عظمت و غنای تاریخی این شهر بوده و هست و در مسیر و هدفی که در پیش گرفته ایم به پیش می رویم وانشاءلله بدین منوال نیز پیش خواهیم رفت تا با یکدلی مردم، بتوانیم گذشته پرشکوه مان را زنده و فردای خسروشاه_ی چنان خلق نماییم که نسلهای بعد از ما به خسروشاهی بودنشان ببالند.

هزاران شکر که در مسیرراهمان ، با هنرمندان و نویسندگان گمنام شهرمان نیز آشنا شدیم و خواهیم شد . بی شک زیر تل خاکستر این خاک چه شعله هایی که نهفته اند و در دل تاریکی ها و چاههای این شهر چه یوسف سییَرهایی که افکنده نشده اندو زیر سخره !-هایش چه گنجینه هایی که جا مانده اند.

معرفی و شناساندن این عزیزان ،کمترین کاریست که می توانیم برای آنان و خدمت به هنر و فرهنگ پربار زادگاهمان انجام دهیم.

امیدوارم به زودی زود شاهد حمایت شایسته و بجا از آنها و حضور هنرمندان عرصه های مختلف در خانه ی خودشان، فرهنگسرای خسروشاه باشیم.

و به امید روزی که ببینیم پرهای پراکنده شده ی طاووس این شهر دوباره با بدست آوردن وحدت و انسجام ، شکوه و جلال و زیبایی خودرا به چنگ آورد .

به عبارتی دیگر ؛ عزیزان و همراهان گرامی یادمان باشد که ما در این شهر چونان دهقانی هستیم که مشغول کاشت نهالهایی هستیم با ریشه و اصالتی به بلندای تاریخ و باستان این شهر و این امر نیز صبرو تحمل و استواریهایی میطلبد چون کوههای این آب و خاک .

ما گوجه نمیکاریم که در دوسه ماه بتوانیم حاصل آن را نیز بدست آوریم.
ما سرو میکاریم صنوبر و بلوط و چنار میکاریم .

س. بختیاری خسروشاهی

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 14:50 توسط |

برچسب: نویسنده: نوید حیدری تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 15:03

صفحه بندی