خرید بک لینک

اؤزون گؤرسه دیر

احتمالآ اگر در خسروشاه زندگی میکنید این جمله معروف «اؤزون گوسته ریر » رو خیلی شنیدید. این جمله بیشتر برای خانم ها و از طرف آقایان یا خانمها بیشتر استعمال میشود.وقتی که بانویی تصمیم بگیرد که خودی نشان بدهد آن هم فرقی نمیکند ؛ فرهنگی ،هنری، سیاسی و ...همین جمله را میچسبانند به پسوند فامیلیش و می شود مثلأ« سمیه پرطاوسی خسروشاهی اؤزون گؤرسه دیر ».حتی اگر به نفع خود بانوان خسروشاه عزیز و فرهنگی و شهید پرور و ... باشد.حالا اگر تحمل حرفهای این چنینی را نداشته باشد و نخواهد استعدادش را بروز دهد میگویند : واه واه نوبرش را آورده ، انگار فضاپیما هوا میکند ! خب چه میشود به بقیه هم یاد بدهد...انحصارگری میکند. اصلأ اینها آبا و اجدادی خیرشان به کسی نرسیده و نمیرسد و....نه ، جان من بگویید با این اوضاع «آسه بیا آسه برو که گربه شاخت نزنه »چجوری استعدادهای بیشتر از فوتبال و والیبال و کشتی و... در خسروشاه کشف بشوند تا بشوند مایه سربلندی و افتخار ...بابا بگذارید زنان هم پا به پای مردانمان برای شناساندن و پیشرفت خسروشاه قدم بردارند سعی میکنیم به تیریپ قبای برخی برنخورد البته اگر پایمان رفت رویش خب دفعه بعد قبایتان را کوتاهتر سفارش بدهید. همین خود بنده که بعد از ۱۴سال صدایم درآمده می دانم که الان بعضی همشهریانم دندان قروچه میروید و صفحات گوناگون در ابعاد و اجناس مختلف از گذشته تا آینده م پشت سرم ردیف میکنید و خواهید کرد اما خب جوانم شما به علم آسمان شکافتان ببخشایید بر من این چنین خبط و خطایی عظیم را...خودتان را قاضی کنید ببینید اگر صدایم در نمی آمد باز همین حرفها پشت سرم نبود؟! بابا بود خوب هم بود . خب وقتی همیشه همین آش است و همین کاسه و چپ بروم و راست بروم همین است دل میزنم به دریای فردای خسروشاه .اما شما را به همین ایام پرضیافت و پر برکت رمضان که سرشار از جمله اوزون گوئسدیر هم هست ، پشت سرم صفحات بزرگ و سنگین نگذارید بخدا گناه دارم، آرزو دارم، ...به اندازه غیر متحملی هم زیر حرف بزرگواران اندیشمند تیز همه چیزدان و زیاد دان و... له شده ام، دارد نفسم بند میآید . نکنید بخدا بنده حقیر محقر کوچک حالا اگر اشتباهی کردم جوانی کردم بنویسید پای خودم . خودتان را جلز و ولز ندهید . آقایانی هم که می ترسند بانوانشان کمی از آشپزخانه و بوی قرمه سبزی و یتیمچه دور شوند نترسند آنها خوب بلدند چند کار را کنار هم جوری انجام دهند که آخرش برگردید بگویید هه هه مگر چه کار کردی آپلو هوا نکردی که همش دم گوش من ور زدی و غر زدی از بس بیکار نشستی...بخدا حیف است بانوان و دختران خسروشاه وقتی می توانند سری در بیاورند به خیر و خوشی بروند برای بقیه که اهل خسروشاه هم نیستن کمر خم کنند شاید مربی مهدشان شدند با ماهی صد تومن یا منشی شوند و مجبور شوند هر حرف و کاری را به گردن بگیرند تا از بیکاری در خانه به قول آقایان وراجی نکنند دم تلفن و افسرده نشوند و هزار درد و مرض دیگر و به حال زنان و دختران بااستعداد و موفق غریبه غبطه بخورند.بانوان خسروشاهی لیاقتشان بیشتر از این حرف هاست ، بیشتر از درست کردن بالش و تشک و یتیمچه پختن ، بگذارید بروند پی استعدادشان همراهیشان کنید امکانات مالی و معنوی در اختیارشان قرار دهید که فردا باز دستتان بر سرتان نرود که فلان زن غریبه آمد بر فلان مسند نشست و... اما تو هنوز تشک میدوزی و دنبال ترشی درست کردنی و از بس بی هنر و بیکاری افسرده شدی و مرا هم غمباد زده میکنی که پناه ببرم به گوشی همراهم و برای تو هم یک دو سیم کارته ش را بخرم که تو از افسردگی دربیایی. خلاصه کلام که اگر به استعداد بانوان بها ندهیم فردا نباید جایی برای گله مندی داشته باشیم. برای شکوفا شدن استعداد کشفش ارجح است و باقی مراقبت و حمایت و امکانات می خواهد. اگر دلت برای خسروشاه جدا مانده از قافله پیشرفت و آبادی و هنرپروری نمی سوزد دلت به حال خودت بسوزد بانو و آقای شهر و وطن و زادگاهم « خسروشاه».

نویسنده : سمیه پرطاووسی خسروشاهی


برچسبها: سمیه_پرطاووسی_خسروشاهی_خسروشاهی_پرطاووسی_اؤزون گؤر
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 12:9 توسط |

برچسب: نویسنده: نوید حیدری تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 14:38

صفحه بندی